خلاصه کتاب حواست نیست (کیت مورفی) | مهم ترین درس ها برای زندگی آگاهانه
خلاصه کتاب حواست نیست ( نویسنده کیت مورفی )
تا حالا فکر کردید چرا با وجود این همه راه ارتباطی، باز هم احساس می کنیم هیچ کس درست به حرفامون گوش نمی ده؟ خلاصه کتاب حواست نیست ( نویسنده کیت مورفی ) دقیقاً همین معضل رو بررسی می کنه و نشون میده چطور می تونیم این مهارت اساسی رو دوباره به دست بیاریم. این کتاب راهنمای کاملیه برای اینکه یاد بگیریم چطور شنونده های بهتری باشیم و دنیا رو عمیق تر درک کنیم. اگه دوست دارید ارتباطاتتون متحول بشه، با این خلاصه همراه باشید.
اگه یک لحظه به زندگی روزمره مون نگاه کنیم، می بینیم که دائماً در حال حرف زدن و شنیدنیم. اما چقدر از این گوش دادن ها واقعیه؟ چقدرش از ته دله و برای درک طرف مقابله؟ کیت مورفی، نویسنده زبده و باهوش کتاب حواست نیست (You’re Not Listening) دقیقاً دست گذاشته روی همین نقطه تاریک و فراموش شده روابط انسانی ما. اون میاد و پرده از روی این راز برمی داره که چرا در دنیای پرهیاهوی امروز که هر لحظه کلی اطلاعات از طریق گوشی و شبکه های اجتماعی به سمتمون سرازیر میشه، کمتر از همیشه بلدیم به هم گوش بدیم. این کتاب نه فقط یک راهنما، بلکه یک تلنگر جدیه برای همه ما که فکر می کنیم خوب گوش میدیم، ولی در واقع فقط منتظریم نوبت خودمون بشه تا حرف بزنیم. با خوندن این خلاصه، می فهمید که شنیدن، یه عالمه فراتر از رد و بدل کردن کلمات ساده ست و چقدر می تونه روابط ما رو عمیق تر و زندگیمون رو پربارتر کنه.
درباره نویسنده، کیت مورفی: روزنامه نگاری که هنر شنیدن را کندوکاو می کند
کیت مورفی، نویسنده کتاب حواست نیست، خودش یه روزنامه نگار باسابقه و حرفه ایه. وقتی می گیم روزنامه نگار، یعنی کسی که کارش گوش دادنه! برای یه روزنامه نگار، گوش دادن دقیق و عمیق، الفبای کارشه. مورفی سال ها تجربه مصاحبه با آدم های مختلف رو داره؛ از سیاستمدارهای بزرگ گرفته تا آدم های عادی توی خیابون. این تجربه کاری باعث شده که اون از نزدیک ببینه چقدر شنیدن واقعی توی زندگی آدما، مخصوصاً توی عصر جدید، کم رنگ شده. همین دغدغه و همین نگاه تیزبینانه روزنامه نگاریش بوده که باعث شده بره سراغ این موضوع و کتابی بناره که این قدر سروصدا کرده و حتی نامزد جایزه کتاب غیرداستانی گودریدز در سال 2020 هم شده. مورفی با قلم روان و نگاه موشکافانه اش، به ما نشون میده که گوش دادن چقدر از آنچه فکر می کنیم، پیچیده تر و در عین حال حیاتی تره.
پیام اصلی کتاب حواست نیست: شنیدن فراتر از گوش دادن
اگه بخوایم خیلی خلاصه و خودمونی بگیم، پیام اصلی کتاب حواست نیست اینه که شنیدن، فقط صدای کسی رو شنیدن نیست؛ خیلی عمیق تر از این حرفاست. کیت مورفی به ما یادآوری می کنه که بیشتر ما فکر می کنیم وقتی طرف مقابلمون داره حرف می زنه و ما سکوت می کنیم، داریم گوش میدیم. اما اون میگه نه! این فقط گوش کردنه، نه شنیدن واقعی.
شنیدن واقعی یعنی چی؟ یعنی تمام وجودت رو بدی به حرفای طرف، نه فقط گوشات رو. یعنی حواست به لحن صداش باشه، به زبان بدنش که چی میگه، به اون حرفای ناگفته ای که بین خطوط کلامش پنهان شده. مورفی میگه، گوش دادن فعال دقیقاً همینه؛ درگیر شدن تمام و کمال با گوینده. این یعنی یه تفاوت بزرگ بین شنیدن فعال و انفعالی. شنیدن انفعالی مثل اینه که یه رادیو رو روشن کنی و صدای پس زمینه باشه. اما شنیدن فعال، مثل اینه که بری پای کنسرت خواننده مورد علاقه ات و تمام توجهت رو بدی به هر نت و هر کلمه.
کیت مورفی به ما نشون میده که وقتی واقعاً گوش میدیم، در واقع داریم عمیق ترین شکل ارتباط انسانی رو تجربه می کنیم. این کار باعث میشه طرف مقابلمون حس کنه دیده شده، شنیده شده و مهم تر از همه، درک شده. وقتی آدما احساس کنن که واقعاً بهشون گوش میدیم، خیلی راحت تر با ما ارتباط برقرار می کنن و حرفای اصلیشون رو میزنن. اینطوری، نه فقط خود رابطه قوی تر میشه، بلکه ما هم چیزای خیلی بیشتری یاد می گیریم و افق دیدمون گسترده تر میشه.
ریشه یابی مشکل: چرا ما گوش نمی دهیم؟ (بررسی علل از دست رفتن هنر شنیدن)
کیت مورفی توی کتاب حواست نیست، به ریشه یابی مشکلات ما در گوش ندادن می پردازه و حسابی توی این قسمت تامل برانگیزه. اون میگه که ما همین طوری به این مرحله نرسیدیم که خوب گوش ندیم؛ پشتش یه عالمه دلیل و عادت غلط هست که باید بشناسیمشون.
اعتیاد به حواس پرتی و گوشی های هوشمند
مورفی یه مقایسه جالب میکنه: میگه قبلاً آدما وقتی بیکار بودن یا فکرشون مشغول بود، فوری می رفتن سراغ سیگار. الان دقیقاً توی همون موقعیت ها، بی اختیار دستشون میره سمت گوشی موبایل! اون گوشی هوشمند که قرار بود ما رو به هم وصل کنه، الان شده بزرگترین مانع شنیدن فعال. همش حواسمون به نوتیفیکیشن ها، پیام ها، و اتفاقاتیه که توی فضای مجازی میفته. یه جور فومو (FOMO) یا ترس از دست دادن چیزی توی فضای مجازی داریم که اجازه نمیده روی مکالمه رو در روی خودمون تمرکز کنیم. این اعتیاد به گوشی، تمرکز ما رو نابود کرده و ظرفیت ذهنی مون برای گوش دادن عمیق رو حسابی پایین آورده. واقعاً چند دقیقه می تونیم گوشی رو بذاریم کنار و فقط به حرفای طرف مقابلمون گوش بدیم؟ فکرشم سخته، نه؟
فرهنگ نتیجه گرایی و شتاب زدگی
دنیای امروز دنیای سرعت و نتیجه ست. همه چیز باید سریع اتفاق بیفته و زود به یه نتیجه ای برسیم. همین فرهنگ باعث شده که ما حوصله گوش دادن کامل رو نداشته باشیم. قبل از اینکه حرف طرف تموم بشه، توی ذهنمون داریم جوابشو آماده می کنیم یا دنبال یه راه حل فوری هستیم. این یعنی قضاوت سریع و عجله برای حل کردن مشکل، حتی اگه طرف فقط بخواد حرف بزنه و شنیده بشه. صبر برای درک عمیق تر مطلب، توی این فرهنگ شتاب زده، یه جورایی گم شده.
ترس از سکوت و پر کردن آن
یکی دیگه از دلایل، ترس ما از سکوته. وقتی مکالمه برای چند لحظه ساکت میشه، خیلی از ماها احساس ناراحتی می کنیم و فوری سعی می کنیم با حرف زدن یا حتی قطع کردن حرف دیگران، این سکوت رو پر کنیم. مورفی میگه، اتفاقاً سکوت بخشی حیاتی از گوش دادن فعاله. سکوت به گوینده فرصت میده فکر کنه، نفس بکشه و حرفاشو بهتر بیان کنه. به شنونده هم فرصت میده تا حرفای طرف رو هضم کنه. اگه نتونیم سکوت رو تحمل کنیم، نمی تونیم شنونده خوبی باشیم.
فیلتر کردن اطلاعات (سوگیری های ذهنی)
همه ما آدمیم و کلی پیش فرض، تعصب و تجربه قبلی داریم. وقتی کسی حرف می زنه، ناخودآگاه حرفاشو از فیلتر ذهن خودمون رد می کنیم. مثلاً اگه یه ایده جدید بگه که با باورهای ما جور در نیاد، ممکنه بدون اینکه کامل بهش گوش بدیم، اون رو رد کنیم. این سوگیری های ذهنی، مثل یه پرده جلوی چشم ما عمل می کنن و نمیذارن که به صورت بی طرفانه و کامل به حرفای طرف گوش بدیم. ما چیزی رو می شنویم که دلمون میخواد بشنویم یا چیزی رو که با چارچوب فکری خودمون هماهنگه، نه لزوماً تمام پیام اصلی گوینده رو.
کیت مورفی به ما یادآوری می کنه که گوش دادن، فقط صدای کسی رو شنیدن نیست؛ بلکه تمام وجودت رو به حرفای طرف دادن، حواست به لحن صداش باشه، به زبان بدنش که چی میگه و به اون حرفای ناگفته ای که بین خطوط کلامش پنهان شده.
راهکارهای عملی برای بازپس گیری هنر شنیدن: درس هایی از کتاب حواست نیست
بعد از اینکه کیت مورفی توی کتاب حواست نیست مشکل رو حسابی موشکافی می کنه، نوبت میرسه به راهکارها. خبر خوب اینه که هنر شنیدن یه چیزی نیست که ما کلاً از دست داده باشیم، بلکه یه مهارته که میشه دوباره یادش گرفت و تقویتش کرد. بیاین ببینیم مورفی چه پیشنهادهایی داره:
کنجکاوی محض (فصل 3)
مورفی میگه وقتی به کسی گوش میدی، هدف اصلیت باید درک کردن باشه، نه اینکه فوری دنبال جواب و پاسخ باشی. مثل یه کارآگاه کنجکاو باش که میخواد به ته ماجرا برسه. سؤال های باز بپرس که طرف مقابل مجبور بشه بیشتر توضیح بده و وارد جزئیات بشه، نه سؤال هایی که با بله یا خیر جواب داده بشن. مثلاً به جای حالت خوبه؟ بگو چه خبر؟ این روزا چطوری می گذرونی؟ اینطوری به طرف مقابلت اجازه میدی تا بیشتر حرف بزنه و خودت هم فرصت بیشتری برای شنیدن پیدا می کنی.
تمرکز بر نکات مهم (فصل 8)
اینجا مورفی روی جلوگیری از حواس پرتی تاکید می کنه. گوشی رو بذار کنار، از ذهنت بخواه که آروم باشه و تمام توجهت رو بده به طرف مقابل. یه تکنیک خوب اینه که توی ذهنت، حرفای طرف رو خلاصه کنی. این کار باعث میشه ذهنت درگیر مطلب باشه و کمتر سراغ حواس پرتی بره. وقتی تمام تمرکزت رو میدی به کسی، اون حس می کنه واقعاً براش مهمی و این باعث میشه مکالمه عمیق تر و مفیدتر بشه.
بداهه شنیدن و تیزحسی مکالمه ای (فصل 9 و 10)
خیلی وقت ها ما قبل از اینکه طرف مقابل حرفش تموم بشه، توی ذهنمون داریم جوابشو آماده می کنیم. این یعنی شنیدن ما بداهه نیست و داریم طبق یه سناریوی از پیش تعیین شده پیش میریم. مورفی میگه باید انعطاف پذیر باشی. نذار ذهنت از قبل برای جواب برنامه ریزی کنه. به جریان طبیعی مکالمه گوش بده و اجازه بده خودش تو رو هدایت کنه. گاهی اوقات یه کلمه یا یه اشاره کوچیک از طرف مقابل، میتونه مکالمه رو به سمتی ببره که اصلاً انتظارشو نداشتی. این تیزحسی مکالمه ای، باعث میشه بتونی واقعاً دنبال حرف طرف بری و درکش کنی.
گوش دادن به خود (فصل 11)
قبل از اینکه بتونی به بقیه خوب گوش بدی، باید به خودت گوش بدی. یعنی چی؟ یعنی بدونی خودت الان چه حال و هوایی داری. آیا خسته ای؟ عصبانی ای؟ نگران چیزی هستی؟ این حالات درونی میتونن مثل یه مانع بزرگ جلوی شنیدن فعالت عمل کنن. مورفی میگه اول باید موانع شخصی خودت برای شنیدن رو بشناسی و بعد سعی کنی اونا رو مدیریت کنی. خودآگاهی، قدم اول برای تبدیل شدن به یه شنونده خوبه.
تداوم بخشی و نه تغییر موضوع مکالمه (فصل 12)
وقتی کسی داره حرف می زنه، ممکنه یه دفعه یه چیزی به ذهنت برسه و بخوای فوری بگی. اما مورفی هشدار میده که این کار معمولاً باعث تغییر موضوع مکالمه و قطع شدن خط فکری گوینده میشه. به جای اینکه مکالمه رو به سمت چیزی که خودت دوست داری ببری، به گوینده فضا بده که ایده هاش رو کامل بیان کنه. جملات تداوم بخش مثل درست میگی، بعدش چی شد؟ یا میشه بیشتر توضیح بدی؟ کمک می کنن که طرف مقابل احساس کنه کاملاً داری دنبالش می کنی و تشویق میشه که ادامه بده.
گوش فرا دادن به دیدگاه های مخالف (فصل 7)
یکی از سخت ترین کارها اینه که به حرف کسی گوش بدی که باهاش کاملاً مخالف هستی. اما مورفی میگه دقیقاً همینجاست که شنیدن واقعی خودشو نشون میده. گوش دادن به دیدگاه های مخالف، یعنی اینکه بتونی همدلی کنی و سعی کنی از زاویه دید اون آدم به موضوع نگاه کنی، حتی اگه باهاش موافق نباشی. این کار نه تنها باعث میشه دنیا رو از یه دریچه جدید ببینی، بلکه میتونه بهت کمک کنه تا دیدگاه خودت رو هم بهتر درک و حتی اصلاح کنی. این یعنی رشد واقعی.
اخلاقیات در شنیدن (فصل 16)
شنیدن یه مسئولیت اخلاقی هم داره. وقتی کسی باهات حرف می زنه، داره بهت اعتماد می کنه. باید با احترام کامل به حرفاش گوش بدی و بدون قضاوت باشی. یعنی حرفاشو با نیت خوب بشنوی و بعداً ازش سوءاستفاده نکنی یا رازهاشو فاش نکنی. مورفی میگه شنیدن با احترام و حفظ حریم خصوصی طرف مقابل، پایه و اساس هر رابطه سالمیه.
تأثیر شنیدن فعال بر زندگی ما: چرا باید این کتاب را بخوانید؟
خب، تا اینجا کلی حرف زدیم که شنیدن فعال چیه و چطور میشه بهش رسید. حالا سوال اصلی اینه که اصلاً چرا باید اینقدر بهش اهمیت بدیم و چرا باید خلاصه کتاب حواست نیست ( نویسنده کیت مورفی ) رو جدی بگیریم؟ جوابش خیلی ساده ست: چون شنیدن فعال، زندگی ما رو از این رو به اون رو می کنه!
اول از همه، روابط شخصی ما رو متحول می کنه. فکر کن وقتی با دوستات، خانواده ات یا همسرت حرف میزنی و اونا واقعاً بهت گوش میدن، چه حسی داری؟ حس می کنی ارزشمندی، درک میشی و مهمی. همین حس رو اگه تو به بقیه بدی، میبینی که ارتباطاتت چقدر عمیق تر و صمیمی تر میشه. دیگه سوءتفاهم ها کمتر میشن و جای اونا رو تفاهم و همدلی میگیره.
دوم، افزایش درک متقابل. وقتی واقعاً گوش میدی، نه تنها منظور طرف رو بهتر میفهمی، بلکه اون هم بیشتر مشتاق میشه به حرفات گوش بده. این یه چرخه مثبته که باعث میشه همه توی رابطه، احساس رضایت بیشتری داشته باشن.
سوم، رشد فردی و خودشناسی. وقتی به آدمای مختلف با دیدگاه های متفاوت گوش میدی، افق دیدت گسترده تر میشه. چیزایی یاد می گیری که قبلاً بهشون فکر هم نمی کردی. اینطوری نه تنها دانشت بیشتر میشه، بلکه خودت رو هم بهتر می شناسی و می فهمی چقدر می تونی از بقیه یاد بگیری.
چهارم، افزایش بهره وری و موفقیت در محیط کار. تو محیط کار، شنیدن فعال یعنی بفهمی رئیس یا همکارت دقیقاً چی ازت میخواد، مشتری چه مشکلی داره و چطور میتونی بهترین راه حل رو ارائه بدی. این مهارت باعث میشه کارها بهتر پیش برن، کمتر اشتباه کنی و در نهایت، موفقیت بیشتری به دست بیاری. آدام گرانت، نویسنده پرفروش نیویورک تایمز، در مورد این کتاب گفته: اگر شما هم مانند بسیاری از مردم نمی توانید گوش دهید اما می خواهید شنیده شوید، کتاب خارق العاده این روزنامه نگار برای شماست! این جمله خودش گواه اهمیت این کتابه.
پنجم، بهبود مهارت های حل مسئله و تصمیم گیری. وقتی تمام اطلاعات رو از طریق گوش دادن فعال به دست میاری، می تونی بهتر فکر کنی، جوانب مختلف یه موضوع رو بسنجی و تصمیم های درست تری بگیری. این یعنی حل مشکلات با دقت و اثربخشی بیشتر.
خلاصه که کتاب حواست نیست، فقط یه کتاب درباره گوش دادن نیست، بلکه یه راهنمای کامله برای اینکه چطور زندگی شادتر، موفق تر و معنادارتری داشته باشیم. خوندنش به ما کمک می کنه تا دوباره به اون انسان اجتماعی که توی هیاهوی دیجیتال گم شده بودیم، برگردیم.
چه زمانی دست از شنیدن بکشیم؟ (بررسی فصل 17 کتاب)
کیت مورفی توی کتاب حواست نیست، فقط به ما یاد نمیده که چطور خوب گوش بدیم، بلکه یه نکته خیلی مهم دیگه رو هم میگه: اینکه گاهی اوقات، باید دست از شنیدن کشید! این ممکنه اولش عجیب به نظر برسه، ولی واقعاً یه مهارت حیاتیه. شنیدن هم حد و مرز خودش رو داره.
مورفی میگه اولین زمان برای توقف شنیدن، وقتیه که مکالمه دیگه سازنده نیست. یعنی چی؟ یعنی داره به سمتی میره که نه چیزی یاد میگیری، نه چیزی به طرف مقابل اضافه می کنی و نه مشکلی حل میشه. مثلاً اگه یه نفر همش داره غر میزنه یا یه حرف تکراری رو مدام میزنه که هیچ خروجی مثبتی نداره، ادامه دادن به شنیدن اون مکالمه فقط انرژی ازت می گیره و بی فایده ست.
دومیش، وقتیه که گفتگو به مرزهای شخصی ما تجاوز می کنه. یعنی اگه کسی داره بهت توهین می کنه، بی احترامی می کنه، یا حرفایی میزنه که آزاردهنده ست، دیگه نباید ادامه بدی به گوش دادن. شنیدن فعال به معنی اجازه دادن به دیگران برای سوءاستفاده ازت نیست. اینجا باید قاطع باشی و مرزهای خودت رو مشخص کنی.
مورفی تاکید می کنه که تعیین حد و مرز توی ارتباطات خیلی مهمه. این یه مهارت لازم برای حفظ سلامت روانی و عاطفی ماست. اگه همش خودت رو مجبور کنی به هر چیزی گوش بدی، حتی اگه برات مضر باشه، در نهایت خودت آسیب میبینی. پس یادگیری اینکه چه زمانی باید نه گفت و مکالمه رو قطع کرد، به اندازه یادگیری شنیدن مهمه.
مشخصات کتاب و راه های دسترسی
اگه با این خلاصه حسابی به خوندن کامل کتاب حواست نیست علاقه مند شدی، خوبه که یه سری اطلاعات درباره اش داشته باشی:
نام کتاب: حواست نیست (You’re Not Listening: What You’ve Been Missing and Why It Matters)
نویسنده: کیت مورفی (Kate Murphy)
مترجم (های) مختلف و ناشرین: این کتاب توی ایران توسط چند تا مترجم و ناشر مختلف منتشر شده. از معروف ترین ترجمه ها میشه به ترجمه نازنین فاطمه سوداگر (انتشارات شمشاد) و ترجمه رضا علیزاده (انتشارات میلکان) اشاره کرد. این دو ترجمه از پرطرفدارترین و در دسترس ترین نسخه ها هستن.
مشخصات نسخه های مختلف:
- نسخه چاپی: معمولاً توی حدود 250 تا 300 صفحه منتشر میشه.
- نسخه الکترونیک (EPUB/PDF): برای خوندن توی گوشی، تبلت و کامپیوتر موجود هست.
- نسخه صوتی: خلاصه صوتی این کتاب با روایت های مختلف و در مدت زمان های متفاوت (مثلاً حدود 40 دقیقه برای خلاصه و چند ساعت برای نسخه کامل) در دسترس هست. مثلاً نسخه صوتی با ترجمه بهاره مظاهری و روایت دادبه دادمهر توسط انتشارات آسمان نیلگون منتشر شده که حدود 42 دقیقه است.
پلتفرم های قانونی خرید و دانلود: برای دسترسی به این کتاب، می تونید از پلتفرم های معتبر زیر استفاده کنید:
- کتابراه: هم نسخه الکترونیک و هم صوتی رو ارائه میده.
- طاقچه: یکی دیگه از پلتفرم های معروف برای خرید و دانلود کتاب های الکترونیک و صوتی.
- نوار: به طور تخصصی روی کتاب های صوتی تمرکز داره و نسخه صوتی این کتاب رو هم میشه از اونجا تهیه کرد.
- فیدیبو: این پلتفرم هم گزینه های خوبی برای خرید کتاب های الکترونیک و صوتی داره.
با مراجعه به این سایت ها یا اپلیکیشن ها، می تونید به راحتی نسخه مورد نظرتون از کتاب حواست نیست رو تهیه و مطالعه کنید.
کتاب های مشابه و مکمل برای ارتقاء مهارت های ارتباطی
اگه از خوندن خلاصه کتاب حواست نیست ( نویسنده کیت مورفی ) لذت بردید و دلتون میخواد بیشتر روی مهارت های ارتباطی و شنیدنتون کار کنید، چند تا کتاب دیگه هم هستن که می تونن خیلی بهتون کمک کنن. این کتاب ها هر کدوم از یه زاویه متفاوت به این موضوع نگاه می کنن و مکمل خوبی برای هم هستن:
-
کتاب هنر گفتگو (The Art of Conversation)
این کتاب بیشتر روی مهارت های گفتاری و چگونگی شروع و ادامه دادن یک گفتگوی جذاب تمرکز داره. به شما یاد میده که چطور سؤالات درست بپرسید، چطور فعالانه گوش بدید و مکالمه رو به سمت های سازنده ببرید. اگه احساس می کنید توی شروع یا ادامه مکالمات به مشکل می خورید، این کتاب می تونه راهنمای خوبی باشه.
-
کتاب هوش هیجانی (Emotional Intelligence) اثر دانیل گلمن
با اینکه این کتاب مستقیماً درباره شنیدن نیست، اما درک هوش هیجانی برای تبدیل شدن به یک شنونده خوب، ضروریه. هوش هیجانی به شما کمک می کنه احساسات خودتون و دیگران رو بهتر درک کنید. وقتی احساسات طرف مقابل رو بفهمید، می تونید عمیق تر به حرفاش گوش بدید و همدلی بیشتری از خودتون نشون بدید.
-
کتاب مهارت های ارتباطی: از شنیدن تا تاثیرگذاری
این جور کتاب ها معمولاً جنبه های مختلف ارتباطات رو پوشش میدن؛ از اینکه چطور پیام رو واضح منتقل کنیم تا چطور خوب گوش بدیم. اغلب شامل تمرین های عملی هستن که به شما کمک می کنن این مهارت ها رو توی زندگی روزمره به کار ببندید.
-
کتاب چهار میثاق (The Four Agreements) اثر دون میگوئل روئیز
این کتاب یه نگاه فلسفی تر به ارتباطات داره و چهار اصل ساده رو برای زندگی بهتر ارائه میده. یکی از این میثاق ها پیش فرض نکنید هست، که مستقیماً به شنیدن مربوط میشه. وقتی ما پیش فرض ها رو کنار میذاریم، می تونیم با ذهنی بازتر به حرفای دیگران گوش بدیم و سوءتفاهم ها رو به حداقل برسونیم.
-
کتاب حرف زدن در جمع به شیوه TED (Talk Like TED) اثر کارمین گالو
با اینکه این کتاب بیشتر درباره سخنرانیه، اما بخش های مهمی داره که به گوش دادن هم ربط پیدا می کنه. برای اینکه یه سخنران خوب باشی، باید مخاطبت رو خوب بشناسی و بهش گوش بدی. این کتاب نشون میده چطور با داستان سرایی و انتقال احساسات، می تونی شنونده ها رو میخکوب کنی، و برای این کار، اول باید بدونی شنونده ات چه چیزهایی رو دوست داره.
خوندن این کتاب ها در کنار حواست نیست، مثل اینه که یه جعبه ابزار کامل برای بهبود ارتباطاتتون داشته باشید. هر کدوم یه تکه از پازل رو کامل می کنن و بهتون کمک می کنن که نه فقط یه شنونده بهتر، بلکه یه ارتباط گر قوی تر و موفق تر باشید.
اینکه حواسمون باشه کیت مورفی توی کتاب حواست نیست چی گفته، نه فقط یه مهارته، بلکه یه مسئولیت اخلاقیه. وقتی کسی باهات حرف می زنه، داره بهت اعتماد می کنه. باید با احترام کامل به حرفاش گوش بدی و بدون قضاوت باشی.
نتیجه گیری
بالاخره رسیدیم به پایان راهنمایی که خلاصه کتاب حواست نیست ( نویسنده کیت مورفی ) رو براتون باز کردیم. امیدوارم حسابی فکرتون رو درگیر کرده باشه و متوجه شده باشید که چقدر شنیدن فعال، توی این دنیای پر از سر و صدا و حواس پرتی، اهمیت حیاتی داره. کیت مورفی به ما نشون داد که شنیدن، فقط یه عمل فیزیکی نیست؛ یه هنر، یه مهارته و مهم تر از همه، یه راه برای ساختن ارتباطات عمیق تر و انسانی تر.
ما فراموش کردیم که چطور واقعاً به هم گوش بدیم. غرق در صفحه گوشی ها و عجله های روزمره شدیم و از زیبایی ها و پیچیدگی های مکالمه های واقعی غافل موندیم. اما خبر خوب اینه که این یک مهارت اکتسابیه و میشه با تمرین و آگاهی، دوباره اونو به دست آورد. نیازی نیست که یک دفعه از این رو به اون رو بشید؛ با شروع از همین حالا و با به کار بستن تک تک راهکارهایی که مورفی توی کتابش ارائه داده، می تونید قدم به قدم به یک شنونده بی نظیر تبدیل بشید.
اگه این خلاصه تونسته کنجکاوی شما رو برای درک عمیق تر هنر شنیدن بیشتر کنه، پیشنهاد می کنم حتماً کتاب کامل حواست نیست رو بخونید. اونجاست که جزئیات بیشتری رو کشف می کنید و می فهمید چقدر زندگی با گوش دادن واقعی، می تونه قشنگ تر و پرمعناتر باشه. شما هم اگه تجربه ای از شنیدن فعال دارید یا نکات دیگه ای از این کتاب به ذهنتون میرسه، حتماً با ما در میون بذارید.
آیا شما به دنبال کسب اطلاعات بیشتر در مورد "خلاصه کتاب حواست نیست (کیت مورفی) | مهم ترین درس ها برای زندگی آگاهانه" هستید؟ با کلیک بر روی کتاب، ممکن است در این موضوع، مطالب مرتبط دیگری هم وجود داشته باشد. برای کشف آن ها، به دنبال دسته بندی های مرتبط بگردید. همچنین، ممکن است در این دسته بندی، سریال ها، فیلم ها، کتاب ها و مقالات مفیدی نیز برای شما قرار داشته باشند. بنابراین، همین حالا برای کشف دنیای جذاب و گسترده ی محتواهای مرتبط با "خلاصه کتاب حواست نیست (کیت مورفی) | مهم ترین درس ها برای زندگی آگاهانه"، کلیک کنید.



